پیام نفاق در هفته وحدت
هنوز
از حضور پرشور مردم در راهپیمایی 22 بهمن و تجدید میثاق با آرمان های
امام راحل و تجدید بیعت با مقام معظم رهبری چند روزی نگذشته بود که
خیابانهای تهران شاهد رفتاری غیرانسانی شد تا بار دیگر فجایع فتنه پس از
انتخابات سال 88 در اذهان مردم زنده شود. برای آنکه این وقایع را ریشه یابی کنیم و دلایل آنرا بشناسیم باید از دو منظر داخلی و خارجی به تحلیل آن بپردازیم.
اول اینکه باید این را باور داشته باشیم که تبعات چنین رفتارهایی در داخل
کشور باعث ایجاد نگرانی در بین مردم می شود، زیرا به اموال عمومی آسیب می
رسد، رفت و آمد مردم با مشکل روبرو می شود، شاهد راهبندان چندين ساعتهای
هستیم که در این مدت میلیون ها لیتر بنزین بیهوده می سوزد و دود این سوختن
به آسمان می رود و باعث می شود آلودگی هوا در روزهایی که به دلیل وارونگی
هوا با این معظل روبرو هستیم، تشدید شود. از سوی دیگر اضطراب و نگرانی در
بین خانواده ها افزایش می یابد. پدر و مادری نگران دختر و پسر شاغلشان
هستند و همسر و فرزندی نیز نگران نان آورشان هستند که هنوز از سرکار به
خانه برنگشته و ساعت ها با دلواپستی زمان را می گذرانند.
نکته بعدی آن
است که باید پاسخ دهیم چرا این اتفاق در هفته وحدت رخ داده است؟ همانگونه
که می دانیم همه ساله به مناسبت میلاد با سعادت رسول اکرم (ص) به دنبال
آن هستیم تا در مدت این یک هفته، همه اختلافات را کنار بگذاریم و همه
مسلمانان در کنار یکدیگر به امر مهم وحدت فکر کنیم. اما شاهد بودیم که با
شهادت دو جوانی که یکی از برادران اهل سنت و دیگری از برادران اهل تشیع
بوده اند، سعی شده تا هفته وحدت را به هفته نفاق تبدیل کنند و شأن پیامبر
را نادیده بگیرند.
مساله بعدی همزمانی این ایام با روزهای پایانی سال و
فرا رسیدن عید نوروز است. این ایام برای مردم حکایت از نو شدن و فراموش
کردن سختی های گذشته دارد. اما شاهد بودیم که این روزها را به تشیع پیکر
دو شهیدی پرداختیم که نتیجه زیادی خواهی های 25 بهمن بود و روزهایی که
میتوانست به شادی پرداخته شود صرف عزاداری و ماتم شد.
نکته بعدی بررسی
این رویداد در ابعاد خارجی آن است. با مروری به اتفاقات سال گذشته میلادی
برای اروپا و امریکا، مشاهده می کنیم که دانشجویان انگلیسی، کارگران
فرانسوی، آزادی خواهان ایتالیایی و معترضان امریکایی چنان واکنش هایی در
برابر رفتار سلطه گران نشان دادند که مدت ها به سوژه خبری برای رسانه های
سراسر جهان تبدیل شده بود بنابراین لازم بود که سردمداران این کشورها
اذهان جهانیان را از بحران هایی که در کشورشان به وجود آمده به سوی نقاط
دیگری از جهان معطوف کنند و از آنجا که اتهامات وارده در بحث هسته ای علیه
ایران جذابیت خود را از دست داده بود و برای همگان اثبات شده که دیگر نمی
توان ایران را متهم به دستیابی به سلاح هسته ای کرد، لازم بود انگیزه
جدیدی ایجاد شود. بنابراین 25 بهمن از سوی ایادی غرب و نظام سلطه طراحی شد
تا لبه تیز انتقاد افکار عمومی جهان، از سوی کشورهای سلطه گر به سوی
ایران هدایت شود. بنابراین می توان چنین نتیجه گرفت که 25 بهمن تاوانی است
که مردم ایران در قبال آزادی خواهان اروپایی و امریکایی و درگیریهای آنان
با پلیس دادند تا جهانیان کشتارهای بی رحمانه و رفتار پلیس امریکا و
اروپا با مردم را فراموش کنند.
مساله دیگر که باید مورد توجه قرار
گیرد، انقلاب های آزادی خواهی با ریشه اسلامی است که در کشورهای تونس،
مصر، لیبی، الجزایر ، یمن و... رخ داده یا در حال رخ دادن است. این انقلاب
ها پاسخی به غرب و نظام سلطه گری است و بیانگر آن است که دیگر ابرقدرت ها
نباید در فکر استعمار و استثمار کشورها باشند بلکه مردم در انتخاباتی
آزاد باید اعلام کنند که تمایل دارند چه کسی و با چه تفکری بر کشورشان
حکومت کند.
اگرچه نمایندگان مردم در خانه ملت نسبت به این جنجال آفرینی
ها واکنش نشان داده و خواهان مجازات سران فتنه شدند اما نباید این نکته
را فراموش کرد که باصدور بیاینه و راهپیمایی اعتراض آمیز نمیتوان با این
قبیل رفتارها برخورد واقعی داشت .
اکنون زمان آن فرا رسیده که یک بار
برای همیشه با سران فتنه برخورد شود و تکلیف مردم و نظام با این افراد
روشن شود زیرا اینها به استخوان لای زخم تبدیل شده اند که هر از چند گاهی
سر بیرون می آورند و مانع آن میشوند که بدن بیمار به ترمیم بپردازد.