اینکه در عرصه های گوناگون کشور مشکلات فراوانی وجود دارد شکی نیست و هیچکس نمیتواند آن را انکار کند. اما نکته مهم در چاره جویی هاست و اینکه

چگونه ، با چه ابزاری و در چه شرایطی این مشکلات را حل کنیم.
قانون اساسی کشور، ولایت فقیه را بالاترین رکن نظام جمهوری اسلامی ایران تعیین کرده و 3 قوه قضاییه ، مقننه و مجریه را به عنوان بازوان اجرایی رهبری شناخته است . بنا بر این لازم است که این 3 قوه نهایت تلاش خود را برای حل مشکلات به عمل آورند. در این راستا امکان دارد سوءتفاهم ها یا اختلاف سلیقه هایی نیز وجود داشته باشد اما هدف نهایی، تعالی نظام در سایه رهنمودهای مقام معظم رهبری است. وظیفه مجلس قانونگذاری و وظیفه دولت اجرای قوانین است و چنانچه در این مسیر تخلفی صورت پذیرد به داوری قوه قضاییه و تعیین متخلف و مجازات آن نیازمندیم.
با عنایت به موارد بالا ، میتوان چنین برداشت کرد که این 3 قوه باید در نهایت تعامل و همکاری گام بردارند اما امروزه در برخی از موارد شاهد هستیم که نه تنها تعاملی وجود ندارد بلکه کارشکنی نیز صورت میگیرد. اگر قرار باشد در مجلس قانونی سخت گیرانه برای ضایع کردن دولت تصویب شود و در نهایت دولت از اجرای آن باز ماند، شاید در کوتاه مدت باعث خرسندی طراحان شود اما در چشم انداز آینده شاهد خواهیم بود که دود این آتش افروزی به چشم مردم میرود، همان مردمی که چشم امید به مدیرت مدیرانشان دوخته اند .
و اما مقام معظم رهبری بارها بر تعامل دولت و مجلس تاکید داشته اند چه آن هنگام که هیات دولت به دیدار ایشان میرود و چه آن هنگام که نمایندگان مردم در محضر رهبری حضور می یابند. با وجود تمام این رهنمودها، همچنان شاهد آن هستیم که رابطه دولت و مجلس در آن سطحی نیست که منظور بیانات رهبر انقلاب بوده است به ویژه آنکه بارها ایشان به صورت مستقیم و غیر مستقیم عملکرد دولت را مورد تایید قرار داده و اعلام کرده اند که دولت نهم و دهم در نوع خود بی نظیر بوده است .
در این شرایط روی سخن با دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب است که باید رهنمودهای رهبری را سر لوحه امور خود قرار دهند. اما مشاهده میکنیم که افراط و تفریط در هر دو جناح به چشم میخورد وحتی برخی کسانی که خودشان را بسیار اصولگرا میدانند گاهی رفتارهایی از خود نشان میدهند که روی مخالفان را سفید مي‌كنند.
بنا بر این لازم است به این نکته توجه کنیم که به جای آنکه پای یکدیگر را بکشیم ، دست همدیگر را بگیریم و به جای آنکه سوءتفاهم ها در گذشته های دور و نزدیک را بهانه ای برای تسویه حساب امروزی قرار دهیم، به تعامل و همفکری برای توسعه ایرانی مستقل بیندیشیم.
امروز که تهاجم از انواع اروپایی ، آمریکایی ، آسیایی و حتی آفریقایی نظام جمهوری اسلامی ایران را نشانه گرفته و با ابزار تحریم ها قصد دارند مشکل آفرینی کنند . امروز که دستیابی ایران به انرژی صلح آمیز هسته ای در هیچیک از کشورهای جهان مورد استقبال قرار نمیگیرد .
امروز که سفیر امارات در ملاقات به سران آمریکایی به این نکته اشاره میکند که با حمله نظامی به ایران موافق است و نمیتواند همسایه ای با توانایی هسته ای را تحمل کند . امروز که خلیج فارس ایران را با نام جعلی خلیج ع ر ب ی مصادره میکنند.
امروز که کشورهایی همچون روسیه و چین به یکباره علیه ایران قطعنامه امضا میکنند و امروز که از درو دیوار علیه ایرانی که میخواهد استقلال خود را حفظ کرده و از مرزهای وابستگی برهد ، بیانیه میدهند و خط نشان میکشند، سخن گفتن از تفرقه و تخریب بسیار بی انصافی است .    
بی شک در تفسیر تعامل، گرما و حرارت خاصی وجود دارد اما امروزه شاهد سردی در تعاملها هستیم و این سردی زنگ خطری برای آینده کشور است که امیدواریم هر چه سریعتر کدورتها را کنار بگذاریم و تسویه حسابها را برای روزهایی بگذاریم که هیچکدام در مقام خدمتگذاری به مردم نیسیتم و رفتارهایمان به نظام اسلامی ضربه نمی زند.